تبليغاتX
محل تجمع دختران یزد
محل تجمع دختران یزد

 

*~*~ما فرزندان ایران زمین ( سال 1386خورشیدی ) را سال کوروش بزرگ نامگذاری میکنیم !~*~*

به نام اهورای پاک که کورش ها را آفرید. آرش از کوه دماوند وطن را نگریست و صدا زد: کورش! مام میهن تنهاست ، نکند بار دگر رنج سکندر بیند و هزاران کورش.... و هزاران آرش..... ای آریایی در انتظار کدامین سوار سفید پوشی که تو را به سرزمین آرزوهایت برساند ، نشسته ای !؟ به سرزمین کورش ایمان بیاور که اینجا بهشت ماست...

        AshuZartosht

با نگرشی نو و در مقابل حرکت انیران ما نیز سال نو خود را با نام فرزانگان ایرانی و در نخستین گام نام کورش بزرگ نام گذاری می کنیم تا از فرهنگ پاک و مقدسمان در مقابل هجوم تازه تازی تباران جلوگیری نماییم.

سال ۳۷۴۵ بهدینی برابر با ۱۳۸۶ خورشیدی را به نام کورش بزرگ ، اولین نگارنده منشور آزادی حقوق بشر می نامیم ، این مطلب را برداشت کرده و در تارنامه های خود قرار دهید و به همه ایراندوستان خبر دهید.



| *| نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 و ساعت توسط شیما |
*~*~بدون شرح!!!~*~*

قصه زندگی تکراریست..آدمها می آیند...می روند...

چهره ها عوض می شود..اما داستان همان است که بوده

 

نمی دونم خدا وقتی می خواست ما رو بفرسته اینجا ازمون پرسید که می خوایم بیایم یا نه...

 

همان یک نفر می گوید مثل پیرزنهای غر غرو شده ام...

می گوید اینجا هم شده وبلاگ کنیز کفگیر خورده!

 

خوب از چه بنویسم...از اینکه آن بیرون چه خبر است..

دخترها خود فروشی می کنند..

بچه ها گدایی می کنند..

مردها(!) خانم بازی می کنند...

پسرها مخ می زنند...

مادرها نگرانند...

پدرها ....

عشقها از یاد می رود...

بیماری جوان می گیرد...

گنجشکها سیاه می شوند..

رییس جمهور نامه می نویسد..

اشکها می ریزد..

حق مسلم گرفته می شود...

صداقتها می رود در ته شلوغیها گم می شود..

آرزوها محال می شوند..

آدمها عوض می شوند...یا شاید عوضی..

 

توی این شهر شلوغ همه به کار خودشون مشغولن..

نیست کسی را با کس کاری!

روزها می آیند و می روند...

و باز هم تکرار و تکرار



| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت توسط شیما |
*~*~عشقی اصیل~*~*

 

امیدوارم بتونید متن نامه رو خوب بخونید.البته من خودم از این عشق اصلا خوشم نیومد.شما رو نمی دونم.از دوست عزیزم زهرا ممنونم که این مطلب رو برام فرستاد.

 

 

 

 

 

 



| *| نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت توسط سیندرلا |
*~*~~*~*

بگذار تا ترانه هایم هنوز هم بمیرند
در خلوط و تنهایی
بگذار برای کسی
کس نباشم هنوز

می خواهم من
سخت ترین جمله را نماد کنم

چیزی که گفتنش در این زمانه راحت است
دوستت دارم ها
بگذار تا به روزنه
دهن کجی کنم

به خستگی
به پا گرفتگی
به غم
به دلهره به اشک

مرا به باد ها سپرده اند
و در میان راه رو ها نوشته اند
که پنجره شکسته است

ولی کسی
به فکر بستن شکسته نیست
مرا شکسته اند

اثیم بودنم بهانه بوده است
اثیم بودنم فقط
بهانه است

خواب خواهم دید
خواب من خواب پرنده ای مهاجر است
خواب من مقدس است
چون درونش تو نماز می خوانی
چون درونش تو نماز می خوانی

 



| *| نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت توسط فرزانه |
*~*~اتل, متل, توتوله! (طنز)~*~*

اتل, متل, توتوله! 


وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبني بر مميزي شديد و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان, جوابيهاي بدين شرح صادر نمود:


شاعران, نويسندگان, ناشران و خوانندگان عزيز; متاسفانه جريان خزنده اي که سالهاست قصد ترويج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبيات کشورمان دارد باعث شده کار مميزي آثار با دقت بيشتري انجام شود. به عنوان مثال به يکي از اشعار مستهجن سالهاي اخير دقت کنيد:


اتل, متل, توتوله / گاو حسن چه جوره ؟
نه شير داره نه پستون
شيرشو بردن هندستون
يک زن کردي بستون
اسمشو بزار عمقزي / دور کلاش قرمزي
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين
 


شعر فوق بنابه دلايل زير, قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد: 


۱- عدم رعايت قواعد ادبي : هر انسان بالغي متوجه اين مساله ميشود که دو کلمه توتوله و چه جوره همقافيه نيستند و به همين دليل کل شعر زير سوال ميرود !

 
۲- ترويج فحشا: واژه توتوله با يک کلمه بسيار زشت همقافيه و هموزن است !

 
۳- وابستگي به اجانب: گاو حسن خواننده را به ياد فيلم گاو اثر داريوش مهرجويي مياندازد و چون مهرجويي از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهيونيزم است به نظر ميرسد که شاعر اين شعر نيز با وي همدست ميباشد!

 
۴- بدآموزي: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزي بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نيز تحريک احساسات و عواطف و باقي چيزهاي ملت هميشه در صحنه ميشود!

 
۵- نشر اکاذيب: شاعر ميگويد گاو حسن شير ندارد در حاليکه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف ميزند. گاوي که شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر ميکنند؟!


۶- بي‌توجهي به منافع ملي: هندوستان در پرونده هستهاي کشورمان بارها نامردي کرده است. بنابراين شاعر موظف است به جاي صادرات شير به هندوستان, آن را به برادرانمان در ونزوئلا, فلسطين و لبنان تقديم کند!

 
۷- اقدام عليه امنيت ملي: ستاندن يک زن کردي و گذاشتن يک اسم ترکي روي آن (عمقزي), باعث تحريک قوميتها و اخلال در امنيت ملي ميشود.


۸- تشويق به بي‌حجابي: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روي سر در حاليکه چادر تنها نوع حجاب محسوب ميشود, مصداق ترويج بدحجابي است.


عليرغم تمامي ايرادات وارده, از آنجاييکه دغدغه اصلي ما آزادي بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذکور را با تغييراتي اندک صادر کنيم:


اتل, متل, زباله / گاو قلي باحاله!
هم شير داره هم آستين
شيرشو بردن فلسطين
بگير يک زن راستين
اسمشو بزار حکيمه / چادرشم ضخيمه
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين!
 


بازم نظر یادتون نره...



| *| نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت توسط شیما |
*~*~زندگی،عشق~*~*

زندگی سفر نیست, زندگی هدف نیست,


زندگی یک روند متحول است که شما قدم


به قدم آن را طی میکنید و اگر بتوانید این


قدمها را شادی آفرین کنید به معنای واقعی,


زندگی کرده اید. زندگی بالا ترین موهبتی است


به شما ارزانی شده است. از این فرصت قبل از


آنکه دیر شود استفاده کنید.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

« عشق ورزیدن خطاست

حاصلش دیوانگی ست

عشق ها بازیچه اند

عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند

عشق کو ؟!

  عاشق کجاست ؟!

 معشوق کیست ؟!

حبس نفس است که عشقش خوانده اند

آنکه می میرد

زشوق دیدن امروزها

وآنکه می سوزد

زبرق چشم عالم سوزها

گر بیاید دلبر تازه تری

عشق عالم سوز خاموش می شود

چهره ما هم

               فراموش می شود . »

 



| *| نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت توسط شیما |
*~*~ای ستاره ها~*~*

ای ستاره ها كه بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد

ای ستاره ها كه از ورای ابرها

بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد

 

آری اين منم كه در دل سكوت شب

نامه های عاشقانه پاره می كنم

ای ستاره ها اگر بمن مدد كنيد

دامن از غمش پر از ستاره می كنم

ای ستاره ها چه شد كه در نگاه من

ديگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟

ای ستاره ها چه شد كه بر لبان او

آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد؟

ای ستاره ها كه همچو قطره های اشك

سر بدامن سياه شب نهاده ايد

ای ستاره ها كز آن جهان جاودان

روزنی بسوی اين جهان گشاده ايد

 

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها، چه شد كه او مرا نخواست؟

ای ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها

پس ديار عاشقان جاودان كجاست؟

 

 



| *| نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت توسط سیندرلا |
*~*~گذر سایه ای از زمان~*~*

ای کاش لحظه های عمر چون سایهای گذرا نبود. شاید عشق را بیشتر و بهتر می فهمیدیم



| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت توسط سیندرلا |

 

 

 


dokhtarane-yazd

شیما

dokhtarane-yazd

http://dokhtarane-yazd.blogfa.com

محل تجمع دختران یزد

محل تجمع دختران یزد

محل تجمع دختران یزد

ینجا مخصوص دخترای یزدیه شما هم میتوانید با نام کاربری azad و پسوردazad مطلب بزارید
همه ذرات جان پیوسته با دوست
همه اندیشه ام اندیشه اوست
نمی بینم به غیر از دوست اینجا
خدایا این منم یا اوست اینجا ؟
اینجا مخصوص دخترای یزدیه شما هم میتوانید با نام کاربری azad و پسوردazad مطلب بزارید

محل تجمع دختران یزد

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

My Script-by Me