تبليغاتX
محل تجمع دختران یزد
محل تجمع دختران یزد

 

*~*~همین است این همین کاسه همین آش~*~*

 پرتو آزادی!

 اگر جوینده درمان دردیم

اگر همواره من ها  ما نگردیم

اگر اسکندر آید فرض واهی

به پوزش خواهی و بر عذرخواهی

دوباره تخت جمشیدی بسازد

که بر آن باز هم ایرانی بنازد

اگر تیمور برگردد به خواری

به پای میز صلح و سازگاری

دوباره جان ببخشد کشتگان را

به ما باز آورد آن نخبگان را

اگر سرکرده اعراب جاهل

بداندیشان و بد کیشان بد دل

که از ما آنچنان کشتند و بردند

و آن فرهنگ بر آتش سپردند

اگر صد ها برابر باز آرد

نهال دانش و بینش بکارد

اگر چنگیز آدمخوار و خونخوار

به ایران بازگرداند دگربار

همان سرسبز باغ و گلشن ما

چراغ پر فروغ گلشن ما

اگر صدها رژیم دیگر آید

اگر بر ما دو صد پیغمبر آید

فلک صدها سیاست پیشه آرد

اگر از آسمان چرچیل بارد

دوصد کوروش هزاران مرد دانا

تقی خان ها و صد ها ابن سینا

فرشته جای دیو و دد نشیند

خدا هم گر بر این مسند نشیند

که این کشتی ز توفان وا رهاند

سلامت باز بر ساحل رساند

اگر! بین «من» «ما» پل نسازیم

اگر از خارها مان گل نسازیم

اگر در شوره زاران گل بکاریم

خرد را دست «بی بی سی» سپاریم

اگر ما و شما بر پا نخیزیم

اگر با هم به روی پا نخیزیم

ندانیم ار به جز ما هیچکس نیست

به جز ما و شما فریاد رس نیست

فلک گر نشنود فریاد مارا

نبیند یکصدا ما و شما را

نه امسال و نه تنها سال دیگر

که ده ها سال و صدها سال دیگر

بدان ای هموطن بس روشن و فاش

همین است این همین کاسه همین آش

 

شعر از : مسعود صدر

با سپاسی تا بیکران ها از او



| *| نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت توسط شیما |
*~*~در این بازار نامردی به دنبال چه میگردی؟~*~*

در زندگي , اشتباهات زيادي کرده ام!... اشتباهاتي که گاهي مدام , سايه اش را در کنارم حس مي کنم.. دل هايي را شکسته ام !!!.. که صداي شکسته شدنشان را و پژواکش را در خودم دائما , به وضوح مي شنوم چيزهايي را نديده به حال خود رها کرده ام!!!... که تصويرشان را مدام , در حرکت پيوسته ام , مي بينم. و دردهايي را درمان نبوده ام!!!.. که دردش را , ممتد و سنگين , در تمامي زندگي ام , احساس مي کنم. و شیطان در کنارم , دلداري ام مي دهد که : انسان ، جائز الخطاست .... ****** دعای روز: خدايا ! به گناه آلوده ام و تو پاک و مطهر هستي. بخشايش تو بي کران است ، اين خطاکار را از خاطر مبر. ****** حرف دل :می گفت چشمهایت با من حرف می زند برای همین موقع خداحافظی فقط نگاهش کردم ! ****** در این بازار نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی برو بگذر از این بازار از این طنازی و مستی اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی !!!


| *| نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت توسط شیما |
*~*~آزادی کجایی آزادی ~*~*

 

میرسد آن دم که بر سر زور نیست

هموطن آن روز چندان دور نیست

دست اندر دست با هم یک صدا

جملگی با هم به امید خدا

شهر را آیینه بندان می کنیم

خانه را با هم چراغان می کنیم

عاشقانه تن به باران می دهیم

تن به آتش بازی جان می دهیم

در هلال حلقه رنگین کمان

در کنار هیبتی آتش فشان

گرد همدیگر در آن روز سعید

دور تا دور دماوند سپید

مجلسی شاهانه بر پا می کنیم

بر همه آغوش خود باز می کنیم

بوسه های مهر بانی می دهیم

از دل و جان میهمانی می دهیم

با هم احساس سعادت می کنیم

هرچه ایرانیست دعوت می کنیم

هر کجا آزاده ای ملی گراست

صاحب جشن است و مهمان دار ماست

صاحب اندیشه با هر ایده ای

مرد و زن با هر مرام و ایده ای

گر بود آزاده و میهن پرست

میهمان ما همان مارا بس است

سربداران و به خاک افتادگان

سینه بر رگبارها بسپردگان

لشگری از ارتش آزادگان

در ره ایران به خون غلتیدگان

باغبان و هم گل و گل خانه را

داریوش و همسرش پروانه را

بلبلان شاد و شیرین لهجه را

خوش نوازانی چنین خوش پنجه را

با بهای خون بهای جان خود

با گلاب قمصر و مژگان خود

خاک آن را اب و جارو می کنیم

فرشی از گل تا به هر سو می کنیم

بر ستیز قله اش پر می زنیم

پر زنان شیپور باور می زنیم

آی! آن می ریخت آن ساغر شکست

غنچه های آرزو بر گل نشست

دسته دسته گل ز شیراز آوریم

سرو های ناب را باز آوریم

باز هم آن نغمه های شاد را

باز هم آهنگ مبارک باد را

رفتگان را پاک افزون می کنیم

از درون خاک بیرون می کنیم

بانگ آزادی ایران می دهیم

اینچنین بر مردگان جان می دهیم

سعدی و فردوسی و خیام را

 شاعران خوب آن ایام را

در حضور شاعری چون پیر توس

چلچراغ بین اختر ها ونوس

آنکه مهرش در دل تاریخ ماست

صاحب آب و گل تاریخ ماست

سر به پایش تا به زانو می کنیم

مقدمش را طاق ابرو می کنیم

شادمانه سخت بر آن باوریم

تا به یک جا دور هم گرد آوریم

مردمان خوب و صاحب نام را

جمله میبینیم آن هنگام را

آفتاب در کنار ماه را 

خنده بر لبهای نادرشاه را



| *| نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت توسط شیما |
*~*~یادبود شیما اولین سالگرد در گذشت~*~*

بوسه یعنی خلسه در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
  بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب، لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ایی با دلبری تنها شدن

بوسه سر فصل کتاب عاشقی

بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و حان
بوسه یعنی عشق من ، با من بمان

شرم در دلدادگی بی معنی است
        بوسه بر می دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ایی بوسه است

بهترین هدیه پس از یک انتظار

بشنوید از من فقط یک بوسه است

بوسه را تکرار می باید کرد
بوسه یعنی عشق وآوازوسرود

بوسه یعنی وصل جانها از دو لب
                          بوسه یعنی پر زدن، یعنی صعود



| *| نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت توسط شیما |

 

 

 


dokhtarane-yazd

شیما

dokhtarane-yazd

http://dokhtarane-yazd.blogfa.com

محل تجمع دختران یزد

محل تجمع دختران یزد

محل تجمع دختران یزد

ینجا مخصوص دخترای یزدیه شما هم میتوانید با نام کاربری azad و پسوردazad مطلب بزارید
همه ذرات جان پیوسته با دوست
همه اندیشه ام اندیشه اوست
نمی بینم به غیر از دوست اینجا
خدایا این منم یا اوست اینجا ؟
اینجا مخصوص دخترای یزدیه شما هم میتوانید با نام کاربری azad و پسوردazad مطلب بزارید

محل تجمع دختران یزد

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

My Script-by Me